38 ماهگی
دلم خوش است / دلم خوش است که پدرت هست و از سر و کول هم بالا میرید وقتی گوشه ایی مینشینم و صدای قهقه هایت رو میشنوم دنیا برام قشنگتر میشه وقتی توپی از زیر پات رد میشه و صدای قهقه ات بلند میشه رنگ و رخ ام عوض میشه .
گاهی اوقات که سرم شلوغه . کمی بی خوابی دارم و پدر و پسر از سر کول هم بالا میرن و بازی میکنن مجبور میشم تذکرات لازم رو بدم که کمی ارومتر ولی ته دلم وقتی نگاهشون میکنم سیر نمیشم .
38 ماهه که مادر هستم همین برام دنیایی ارزش داره .
38 ماهه که متفاوت تر از قبل دارم زندگی میکنم . دلم برای ولین گریه اش تنگ شده . گریه ایی شیرین 
مدتی هست که پسرمون یه دوست دختر خیالی به اسم عسل داره و با اون مدرسه میره بازار میره دعوتش میکنه میاد خونه 
ما اسم عسل اصلا تو فامیل و دوست نداریم من نمیدونم عسل رو از کجا اورده 
مکالمه رادوین با عسل
رادوین : سنام خوبیییییییییی چطولی /؟ کجانی ؟ بیرونی ؟ باشه پس زود بیا خونه .
رادوین :ماشین میخوای باشه بیا ماشین رو ببل.
رومینااااااااااا: رادوین اجازه گرفتی داره ماشین رو میبری بهش بدی ؟
رادوین ایشکال نداله بزار ببره
رومینا:


هر روز برام شیرینتر از روز قبل هستی
الان اینقدر بزرگ شده ایی که می تونم سرم رو پاههای کوچولوت بزارم که کل سرم رو پاهات قرار میگیره و تو باموهام بازی میکنی و نوازش میدی و من غرق این احساس شیرین میشم .
عاشق جمله های احساسیت هستم امروز بلند میگفتی عاشقتتتتتتتتتتتتتتتتتم .
ممنون خدایاااااااااااااااااااااااااا به خاطر ارامشی که بهم دادی به خاطر این روزهای شیرین در کنار هلو و شازده هلو 

رادوین و اراد



جمعه گذشته دوست خوبم امیر اقا از فرانسه اومده بودن دیدنمون و برامون این سبد گل و ماشین شارژی و لباس برامون سوغاتی اوردن و جمع خیلی خوبی داشتیم و بهمون خیلی خوش گذشت

و بردیمشون کافه و نوشیدنی خوردیم و کلی گفتیم و خندیدیم .




برای رادوین پاسپورت گرفتیم . امیدوارم رادوین سفرهای خوبی داشته باشی قربونت بشم نفس مادر 


38 ماهگیت گل باران
این روزها درس بابایی خیلی سنگین شده و من و رادوین داریم به بابایی کمک میکنیم تا بتونه درسش رو بخونه و تو امتحان آیلس بتونه نمره خوبی رو کسب کنه 


38 ماهگی
